
متن اصلی
ازآنچهدراطراف تقواگفته شدتااندازه ای میتوان معناوحقیقت تقواراازنظراسلام دانست.شهیدمطهری می گوید:تقوای دینی والهی یعنی اینکه انسان خودراازنظردین واصولی که دین درزندگی معین کرده"خطاوگناه وپلیدی وزشتی شناخته شده،حفظ وصیانت کندومرتکب انهانشود،چیزی که هست حفظ وصیانت خودراازگناه که نامش"تقوا"است به دوشکل ودونوع تقوامیتوانیم داشته باشیمتقوایی که ضعف است وتقوایی قوت است.
نوع اول اینکه انسان برای اینکه خودرا ازآلودگی های معاصی حفظ کندازموجبات آنهافرارمی کندوخودراهمیشه ازمحیط گناه دورنگه میدارد،شبیه کسی است که برای رعایت حفظ الصحه خود کوشش می کندخودراازمحیط مرض ومیکروب وازموجباتانتقال بیماری دورنگه دارد.
نوع دوم اینکه درروح خودحالت وقوتی به وجودمی آورد که به اومصونیت روحی واخلاقی می دهد که اگرفرضادرمحیطی قراربگیردکه وسایل وموجبات گناه ومعصیت فراهم شده آن حالت وملکه ی روحی اوراحفظ می کند و مانع می شودکه آلودگی پیداکندلازمه ی اینکه انسان حیات علمی وانسانی داشته باشداین است که تابع اصول معینی باشدولازمه ی اینکه انسان ازاصول معینی پیروی کنداین است که اموری که باهواوهوس اوموافق است ولی باهدف اوواصول زندگانی اومنافات داردپرهیزولی لازمه ی همه ی اینهااین نیست که انسان اجتنابکاری ازمحیط واجتماع راپیشه سازد.راه بهتر وعالیتراین است که انسان درروح خودملکه وحالت مصونیتی ایجادکندکه درآن حالت ،حافظ ونگه داراوباشد.
مرتضی مطهری ،ده گفتار،ص23،چاپ28،
.
ازآنچهدراطراف تقواگفته شدتااندازه ای میتوان معناوحقیقت تقواراازنظراسلام دانست.شهیدمطهری می گوید:تقوای دینی والهی یعنی اینکه انسان خودراازنظردین واصولی که دین درزندگی معین کرده"خطاوگناه وپلیدی وزشتی شناخته شده،حفظ وصیانت کندومرتکب انهانشود،چیزی که هست حفظ وصیانت خودراازگناه که نامش"تقوا"است به دوشکل ودونوع تقوامیتوانیم داشته باشیمتقوایی که ضعف است وتقوایی قوت است.
نوع اول اینکه انسان برای اینکه خودرا ازآلودگی های معاصی حفظ کندازموجبات آنهافرارمی کندوخودراهمیشه ازمحیط گناه دورنگه میدارد،شبیه کسی است که برای رعایت حفظ الصحه خود کوشش می کندخودراازمحیط مرض ومیکروب وازموجباتانتقال بیماری دورنگه دارد.
نوع دوم اینکه درروح خودحالت وقوتی به وجودمی آورد که به اومصونیت روحی واخلاقی می دهد که اگرفرضادرمحیطی قراربگیردکه وسایل وموجبات گناه ومعصیت فراهم شده آن حالت وملکه ی روحی اوراحفظ می کند و مانع می شودکه آلودگی پیداکندلازمه ی اینکه انسان حیات علمی وانسانی داشته باشداین است که تابع اصول معینی باشدولازمه ی اینکه انسان ازاصول معینی پیروی کنداین است که اموری که باهواوهوس اوموافق است ولی باهدف اوواصول زندگانی اومنافات داردپرهیزولی لازمه ی همه ی اینهااین نیست که انسان اجتنابکاری ازمحیط واجتماع راپیشه سازد.راه بهتر وعالیتراین است که انسان درروح خودملکه وحالت مصونیتی ایجادکندکه درآن حالت ،حافظ ونگه داراوباشد.
مرتضی مطهری ،ده گفتار،ص23،چاپ28،
.
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط شيما احمدي در 1395/09/22 ساعت 10:07:00 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |