
شعر(تاثیرهمنشینی)
گلی خوشبوی درحمام روزی
رسیداز دست محبوبی به دستم
بدوگفتم که مشکی یاعبیری؟
که ازبوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی باگل نشستم
کمال همنشین برمن اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم.
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط شيما احمدي در 1395/10/09 ساعت 09:26:00 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید